تولدمه.....

بازم یه تولد دیگه و یه روز مخصوص دیگه... اما باز بزرگ و بزرگ و بزرگ تر شدن... پریروز تو آینه نگاه کردم و تعداد موهای سفیدم رو نگاه کردم.. بیشتر از پارسال و روزهای قبل به چشمم رسید. زدم زیر گریه... کاش دلم سفید می شد جای موهام... دیگه غصه اش رو نمی خورم.. مهم نیست. روزی می رسه که همه ی موهای سیاه و براقم تبدیل به موهای سفید و یکدست سفید میشه... نباید غصه اش رو خورد باید غصه ی لحظه هایی رو خورد که می شد شاد بود و با غم خرابش کردم.. میشد ازش استفاده کردو بی اعتنا از کنارشون گذشتم.. نمی دونم چرا ولی حس می کنم کم وقت دارم. دارم شدیدا وقت رو تلف می کنم.. نمی دونم باید چی کار کنم. ولی یه چیز رو می دونم و اون اینکه باید از لحظه لحظه های زندگیم استفاده کنم.. چون ن ن ن ن ن دیگه بر نمی گردن.. هیچ وقت... حتی واسه یه ثانیه...

/ 4 نظر / 16 بازدید
مهربووون

تولدتون مبارک باشه [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] آفرین به این حسی که دارین! واقعا اگر کسی بتونه از لحظه لحظه زندگی استفاده کنه خیلی خوشبخته آرزوی بهترین ها رو براتون دارم

حسین

تولدت مبارک سیار زیبا بود منتظر نوشته جدید شما هستم پایدار و برقرار

هستي

يادش بخير چقدر وب لاگ بازي مي كرديما...

حامد

تولدتون مبارک باشه گلگلگلگلگلگلگلگلگل درسته سنن ازت کوجیکترم اما دوس داشتم واسه همیشه مال من باشی دوس دارت حامد